Tuesday, July 31, 2012

Friday, July 27, 2012

عقاب بودن



عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند.
ولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.
زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد:
چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته را نگاه دارند.
نوک بلند و تیزش خمیده وکند می شود
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به
سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.
در این هنگام عقاب تنها دوگزینه در پیش روی دارد.
یاباید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد.
برای گذرانیدن این فرایند عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند.
در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تانوکش از جای کنده شود.
پس از کنده شدن نوکش ٬ عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ٬ سپس باید ٤ چنگال پیش را از جای برکند.
زمانی که به جای چنگال های کنده شده ٬ چنگال های تازه ای در آیند٬ آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند.
سرانجام ٬ پس از ٥ ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز کرده .
و 30 سال دیگر باقدرت زندگی می کند.
چرا این دگرگونی ضروری است؟
بیشتر وقت ها برای بقا ٬ ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم.
گاهی وقت هاباید از خاطرات قدیمی ٬ عادتهای کهنه و سنتهای گذشته رها شویم.
تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصتهای زمان حال بهره مند گردیم.




Thursday, July 26, 2012

کنترل شهرها برای رهایی

اصفهان:برای اینکه بتوان کنترل شهری همچون اصفهان را از دست مزدوران رژیم خارج کرد پیشنهاد می کنم که باید مکان های استراتژیک شهرها را در کمترین زمان به کنترل درآورده شود تا میزان تاثیر گزاری بالا و هزینه های جنبش مردمی کم شود




بر روی عکسها کلیک کنید
 

هم خوابگی و گفتن بسم الله

حالا اون بچه ي بيچاره چه گناهي كرده كه بايد به خاطر فراموش كردن بسم الله موقع سكس باباش، باید انگشت تو ماتحتش بره؟



Tuesday, July 24, 2012

شعر چادر از ایرج میرزا



بيا گويم برايت داستاني -- كه تا تاثير چادر بداني

در ايامي كه صاف و ساده بودم -- دم كرياس در استاده بودم

زني بگذشت از آنجا با خش و فش -- مرا عرق النسا آمد به جنبش

ز زير پيچه ديدم غبغبش را -- كمي از چانه قدري از لبش را

چنان از گوشه ابر سيه فام -- كند يك قطعه از مه عرض اندام

شدم نزد وي و كردم سلامي -- كه دارم با تو از جايي پيامي

پري‌رو زين سخن قدري دو دل زيست -- كه پيغام آور و پيغام ده كيست

بدو گفتم كه اندر شارع عام -- مناسب نيست شرح و بسط پيغام

تو داني هر مقالي را مقاميست ـ ـ براي هر پيامي احتراميست

قدم بگذار در دالان خانه -- به رقص آر از شعف بنيان خانه

پري‌وش رفت تا گويد چه و چون -- منش بستم زبان با مكر و افسون

سماجت كردم و اصرار كردم ـ ـ بفرماييد را تكرار كردم

به دستاويز آن پيغام واهي -- به دالان بردمش خواهي نخواهي

چو در دالان هم آمد شر فزون بود ـ ـ اتاق جنب دالان بردمش زود

نشت آنجا به صد ناز و چم و خم ـ ـ گرفته روي خود را سخت محكم

شگفت افسانه‌اي آغاز كردم ـ ـ در صحبت برويش باز كردم

گهي از زن سخن كردم گه از مرد ـ ـ گهي كان زن به مرد خود چه‌ها كرد

سخن را گه ز خسرو دادم آيين ـ ـ گهي از بي‌وفايي‌هاي شيرين

گه از آلمان بر او گفتم گه از روم ـ ـ ولي مطلب از اول بود معلوم

مرا دل در هواي جستن كام -- پري‌رو در خيال شرح پيغام

به نرمي گفتمش كاي يار دمساز -- بيا اين پيچه را از رخ بر انداز

چرا بايد تو روي از من بپوشي -- مگر من گربه ميباشم تو موشي

من و تو هر دو انسانيم آخر ـ ـ به خلقت هر دو يكسانيم آخر

بگو بشنو ببين برخيز بنشين ـ ـ تو هم مثل مني اي جان شيرين

ترا كان روي زيبا آفريدند ـ ـ براي ديده‌ي ما آفريدند

به باغ جان رياحنند نسوان ـ ـ به جاي ورد و نسرينند نسوان

چه كم گردد ز لطف عارض گل ـ ـ كه بر وي بنگرد بيچاره بلبل

كجا شيريني از شكر شود دور ـ ـ پرد گر دور او صد بار زنبور

چه بيش و كم شود از پرتو شمع ـ ـ كه بر يك شخص تابد يا به يك جمع

اگر پروانه‌اي بر گل نشيند ـ ـ گل از پروانه آسيبي نبيند

پري‌رو زين سخن بي‌حد برآشفت -- زجا برجست و با تندي به من گفت

كه من صورت به نا محرم كنم باز؟ -- برو اين حرفها را دور انداز

چه لوطيها در اين شهرند واه واه -- خدايا دور كن الله الله

به من گويد كه چادر وا كن از سر ـ ـ چه پررويست اين الله اكبر

جهنم شو مگر من جنده باشم -- كه پيش غير بي روبنده باشم

از اين بازي همين بود آرزويت ـ ـ كه روي من ببيني؟ تف به رويت

الهي من نبينم خير شوهر ـ ـ اگر رو وا كنم بر غير شوهر

برو گم شو عجب بي چشم و رويي ـ ـ چه رو داري كه با من همچو گويي

برادر شوهر من آروز داشت ـ ـ كه رويم را ببيند شوم نگذاشت

من از زنهاي تهراني نباشم ـ ـ از آنهايي كه ميداني نباشم

برو اين دام بر مرغ دگر نه ـ ـ نصيحت را به مادر خواهرت ده

چو عتقا را بلندست آشيانه ـ ـ قناعت كن به تخم مرغ خانه

كني گر قطعه قطعه بندم از بند ـ ـ نيفتد روي من بيرون ز روبند

چرا يك ذره در چشمت حيا نيست ـ ـ به سختي مثل رويت سنگ پا نيست

چه ميگويي مگر ديوانه هستي ـ ـ گمان دارم عرق خوردي و مستي

عجب گير خري افتادم امروز ـ ـ به چنگ الپري افتادم امروز

عجب برگشته اوضاع زمانه ـ ـ نمانده از مسلماني نشانه

نميداني نظر بازي گناه است ـ ـ زما تا قبر چهار انگشت راه است

تو مي گويي قيامت هم شلوغ است ـ تمام حرف ملاها دروغ است

تمام مجتهدها حرف مفتند ـ ـ همه بي‌غيرت و گردن كلفتند

برو يك روز بنشين پاي منبر ـ ـ مسائل بشنو از ملاي منبر

شب اول كه ماتحتت در آيد ـ ـ به بالينت نكير و منكر آيد

چنان كوبد به مغزت توي مرقد ـ ـ كه ميريني به سنگ روي مرقد

غرض آنقدر گفت از دين و ايمان ـ ـ كه از گه خوردنم گشتم پشيمان

چو اين ديدم لب از گفتار بستم -- نشاندم باز و پهلويش نشستم

گشودم لب به عرض بيگناهي ـ ـ نمودم از خطاها عذرخواهي

مكرر گفتمش با مدو تشديد ـ ـ كه گه خوردم غلط كردم ببخشيد

دوظرف آجيل آوردم ز تالار ـ ـ خوراندم يك دو بادامش به اصرار

دوباره آهنش را نرم كردم ـ ـ سرش را رفته رفته گرم كردم

دگر اسم حجاب اصلا نبردم -- ولي آهسته بازويش فشردم

يقينم بود كز رفتار اينبار ـ ـ بغرد همچو شير ماده در غار

جهد بر روي و منكوبم نمايد ـ ـ به زير خويش كس كوبم نمايد

بگيرد سفت و پيچد خايه‌ام را ـ ـ لب بام آورد همسايه‌ام را

سرو كارم دگر با لنگ كفش است ـ ـ تنم از لنگ كفش اينك بنفش است

ولي ديدم به عكس آن ماه رخسار ـ ـ تهاشي مي‌كند اما نه بسيار

تغير مي‌كند اما به گرمي ـ ـ تشرد مي‌كند ليكن به نرمي

از آن جوش و تغيرها كه ديدم -- به عاقل باش و آدم شو رسيدم

شد آن دشنام‌هاي سخت و سنگين ـ ـ مبدل به: جوان آرام بنشين

چوديدم خير بند ليفه سست است ـ ـ به دل گفتم كه كار ما درست است

گشادم دست برآن يار زيبا -- چو ملا بر پلو مومن بر حلوا

چو گل افكندمش بر روي قالي -- دويدم زي اسافل از اعالي

چنان از حول گشتم دستپاچه ـ ـ كه دستم رفت از پاچين به پاچه

از او جفتك زدن از من تپيدن ـ ـ از او پر گفتن از من كم شنيدن

دو دست او همه بر پيچه اش بود -- دو دست بنده در ماهيچه‌اش بود

بدو گفتم تو صورت را نكو گير -- كه من صورت دهم كار خود از زير

به زحمت چوف لنگش جا نمودم -- در رحمت بروي خود گشودم

كسي چون غنچه ديدم نوشكفته -- گلي چون نرگس اما نيم خفته

برونش ليموي خوش بوي شيراز -- درون خرماي شهدآلود اهواز

كسي بشاش تر زروي مومن -- منزه تر ز خلق و خوي مومن

كسي هرگز نديده روي نوره -- دهن پر آب كن مانند غوره

كسي بر عكس كسهاي دگر تنگ -- كه با كيرم ز تنگي ميكند جنگ

به ضرب و زور بر وي بند كردم -- جماعي چون نبات و قند كردم

سرش چون رفت خانم نيز وا داد -- تمامش را چو دل در سينه جا داد

بلي كير است و چيز خوش خوراكست -- ز عشق اوست كاين كس سينه چاكست

ولي چون عصمت اندر چهره‌اش بود ـ ـ از اول تا به آخر چهره نگشود

دو دستي پيچه بر رخ داشت محكم ـ ـ كه چيزي نايد از مستوريش كم

چو خوردم سير از آن شيرين كلوچه -- حرامت باد گفت و زد به كوچه

***

حجاب زن كه نادان شد چنين است -- زن مستوره‌ي محجوبه اين است

به كس دادن همانا وقع نگذاشت -- كه با روگيري الفت بيشتر داشت

بلي شرم و حيا در چشم باشد -- چو بستي چشم باقي پشم باشد

اگر زن را بياموزند ناموس -- زند بي‌پرده بر بام فلك كوس

به مستوري اگر بي‌پرده باشد -- همان بهتر كه خود بي‌پرده باشد

برون آيند و با مردان بجوشند -- به تهذيب خصال خود بكوشند

چو زن تعليم ديد و دانش آموخت -- رواق جان به نور بينش افروخت

به هيچ افسون ز عصمت بر نگردد -- به دريا گر بيفتد تر نگردد

چو خور بر عالمي پرتو فشاند -- ولي خود از تعرض دور ماند

زن رفته (كولژ) ديده (فاكولته) -- اگر آيد به پيش تو (دكولته )

چو در وي عفت و آزرم بيني -- تو هم در وي به چشم شرم بيني

تمناي غلط از وي محال است -- خيال بد در او كردن خيال است

برو اي مرد فكر زندگي كن -- نه اي خر، ترك اين خر بندگي كن

برون كن از سر نحست خرافات -- بجنب از جا، في تاخير افات

گرفتم من كه اين دنيا بهشت است -- بهشتي حور در لفافه زشت است

اگر زن نيست عشق اندر ميان نيست -- جهان بي عشق اگر باشد جهان نيست

به قربانت مگر سيري؟ پيازي؟ -- كه توي بقچه و چادر نمازي؟

تو مرآت جمال ذوالجلالي -- چرا ماند شلغم در جوالي؟

سر و ته بسته چون در كوچه آيي -- تو خانم جان نه، بادمجان مايي

بدان خوبي در اين چادر كريهي -- به هر چيزي بجز انسان شبيهي

كجا فرمود پيغمبر به قرآن -- كه بايد زن شود غول بيابان

كدامست آن حديث و آن خبر كو -- كه بايد زن كند خود را چو لولو

تو بايد زينت از مردان بپوشي -- نه بر مردان كني زينت فروشي

چنين كز پاي تا سر در حريري -- زني آتش به جان، آتش نگيري

به پا پوتين و در سر چادر فاق -- نمايي طاقت بي‌طاقتان طاق

بيندازي گل و گلزار بيرون -- ز كيف و دستكش دلها كني خون

شود محشر كه خانم رو گرفته -- تعالي الله از آن رو كو گرفته

پيمبر آنچه فرمودست آن كن -- نه زينت فاش و نه صورت نهان كن

حجاب دست و صورت خود يقين است -- كه ضد نص قرآن مبين است

به عصمت نيست مربوط اين طريقه -- چه ربطي گوز دارد با شقيقه

مگر نه در دهات و بين ايلات -- همه رو باز باشند آن جميلات

چرا بي عصمتي در كارشان نيست؟ -- رواج عشوه در بازارشان نيست؟

زنان در شهر‌ها چادر نشينند -- ولي چادر نشينان غير اينند

در اقطار دگر زن يار مرد است -- در اين محنت سرا سربار مرد است

به هر جا زن بود هم پيشه با مرد -- در اينجا مرد بايد جان كند فرد

تو اي با مشك و گل همسنگ و همرنگ -- نمي‌گردد در اين چادر دلت تنگ؟

نه آخر غنچه در سير تكامل -- شود از پرده بيرون تا شود گل

تو هم دستي بزن اين پرده بردار -- كمال خود به عالم كن نمودار

تو هم اين پرده از رخ دور مي‌كن -- در و ديوار را پر نور ميكن

فداي آن سر و آن سينه باز -- كه هم عصمت درو جمعست هم ناز

چه کسی اولين مسلمان بود؟

تناقض در قران

با توجه به برخي ايات محمد اولين مسلمان بود.
"بگو: آيا ديگرى جز خدا را به دوستى گيرم که آفريننده آسمانها و زمين است و مى‌خوراند و به طعامش نياز نيست؟ بگو: هر آينه من مأمور شده‌ام که نخستين کسى باشم که تسليم امر خدا شده باشد. پس، از مشرکان مباش. ( 14 )" سوره الأنعام ايه 14

"بگو: «آرى! پروردگارم مرا به راه راست هدايت کرده است: دينى پايدار، آيين ابراهيمِ حق‌گراى! و او از مشرکان نبود.» ( 161 ) بگو: «در حقيقت، نماز من و [ساير] عبادات من و زندگى و مرگ من، براى خدا، پروردگار جهانيان است.» ( 162 ) [که‌] او را شريکى نيست، و بر اين [کار] دستور يافته‌ام، و من نخستين مسلمانم. ( 163 )" سوره الأنعام ايات 161و163

"بگو: «من مأمورم که خدا را -در حالى که آيينم را براى او خالص گردانيده‌ام- بپرستم، ( 11 ) و مأمورم که نخستين مسلمانان باشم.» ( 12 )" سوره الزمر ايات 11 و 12

البته قران در ايات ديگر اولين مسلمان بودن محمد را رد مي كند و اين باعث ايجاد تناقض در قران مي شود.
اولين كسي كه تسليم الله (مسلمان) شد محمد نبود،ابراهيم بود

"و چه کسى -جز آنکه به سبک‌مغزى گرايد- از آيين ابراهيم روى برمى‌تابد؟ و ما او را در اين دنيا برگزيديم؛ و البته در آخرت [نيز] از شايستگان خواهد بود. ( 130 ) هنگامى که پروردگارش به او فرمود: «تسليم شو»، گفت: «به پروردگار جهانيان تسليم شدم.» ( 131 ) و ابراهيم و يعقوب، پسران خود را به همان [آيين‌] سفارش کردند؛ [و هر دو در وصيتشان چنين گفتند:] «اى پسران من، خداوند براى شما اين دين را برگزيد؛ پس، البته نبايد جز مسلمان بميريد"سوره البقرة

در جاي ديگر ابراهيم شخصا اسلام مي اورد و الله به ما خبر مي دهد دين ابراهيم اسلام بود!

"ابراهيم به آيين يهود و نصاري نبود، ليکن به دين حنيف توحيد و اسلام بود و هرگز از آنان که به خدا شرک آورند نبود. ( 67 )"
سوره آل عمران

فكر كنم واضح است كه ابراهيم و يعقوب و پسرانش بسيار قبل از محمد مي زيستند.پس طبق ايات قران ابراهيم اولين تسليم شده بود و او پسران او و يعقوب اولين مسلمانان بودند.حالا ابراهيم و پسراش به كنار بعد از ابراهيم و پسرانش هم محمد اولين مسلمان نشد بلكه عيسي مسيح و حواريون بعد از ابراهيم از اولين مسلمانان بودند!

"و [ياد کن‌] هنگامى را که به حواريّون وحى کردم که به من و فرستاده‌ام ايمان آوريد. گفتند: «ايمان آورديم، و گواه باش که ما مسلمانيم.» ( 111 ) سوره المائدة

"زماني که عيسي از آنان احساس کفر کرد، گفت: [براي اقامه دين و سلوک و حرکت] کيانند ياران من به سوي خدا؟ حواريون گفتند: ما ياران خداييم، به خدا ايمان آورديم؛ و گواه باش که ما در برابر خدا [و فرمان ها و احکام او] تسليم هستيم. ( 52 )" سوره آل عمران

در جاي ديگه قران به روشني مي گويد كه قبل از قران و محمد هم ابراهيم امت اسلامي داشت!

"در راه خداوند چنان که بايد جهاد کنيد. او شما را برگزيد. و برايتان در دين هيچ تنگنايى پديد نياورد. کيش پدرتان ابراهيم است. او پيش از اين و در اين شما را مسلمان ناميد. تا پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر ديگر مردم گواه باشيد. پس نماز بگزاريد و زکات بدهيد و به خدا توسل جوييد. اوست مولاى شما. چه مولايى نيکو و چه ياورى نيکو. ( 78 )" سوره الحج

در اخر مشخص نيست كه چه كسي اولين مسلمان است؟ محمد؟ ابراهيم؟يعقوب و پسرانش؟ حواريون عيسي؟
اين هم تناقض ديگر در كتاب الله است كه نشان مي دهد الله هر چه بود خدا نبود.
منبع


عکس صورت کتک خورده و شکنجه شده دختر بچه



عکس صورت کتک خورده و شکنجه شده دختر بچه ای که به پیرمرد مسلمان پدوفیل متجاوزی به اسم شوهر برای شکنجه و زندانبانی سپرده شده!.
((آی ای کوردلان که ایمان آورده اید آیا هرگز آرزوهای کودکی ۹ ساله را به خواب دیده اید !))
هان ای کوردلان که ایمان آورده اید،
آیا برده داری سنگدل
کتاب مقدس شما را ننوشته است؟!،
که بکارت مرا سهم مردی عبوس...
و کثیف می داند
که تا چشمان دریده اش،
ریش روییده
و ۹ سالگی شیرین کودکی مرا به رختخوابی خونین پیوند می زند
و بدن،
و گیسوان مرا در پوششی سیاه تا ابد محبوس می کند
و ۴ کنیز بی پناه به برده داری،
و زنان روسپی صیغه ای محجبهء
حلال دارد
و مرا به نام تمکین هر بار که اراده کند از هم می درد...
و چون روی ترش کنم از آلام بردگی مرا به چوب بندد
و اگر از رنج، می طلب کنم به شلاق گوشت و پوستم بدرد
و چون عاشق شوم به باران سنگ متلاشی کند
آی ای کوردلان...
که ایمان آورده اید آیا کتاب مقدس شما هذیان ذهن برده داری نبود
که برای اولین بار در تاریخ،
خوابیدن با کودکان بی پناه ۹ ساله را حلال کرد؟!
آی ای کوردلان که ایمان آورده اید آیا هرگز آرزوهای کودکی ۹ ساله را به خواب دیده اید !!!...


یک روحانی در افغانستان به اتهام تجاوز به دختری نوجوان بازداشت شد

پلیس افغانستان یک روحانی را که به تجاوز به دختری نوجوان متهم شده است بازداشت کرد.

پلیس ولایت سَمَنگان، در شمال افغانستان، روز دوشنبه اعلام کرد که مولوی سید احمد را روز شنبه، در دومین روز ماه رمضان، حین آزار جنسی یک دختر نوجوان در خانه‌اش بازداشت کرده است.

بنابر گزارش‌ها، این دختر برای سوادآموزی به مکتب‌خانه‌ی این روحانی رفت‌وآمد داشته، و هم اکنون در بیمارستان بستری ست.

Monday, July 23, 2012

خدا ناشناس سروده سعیدی سیرجانی


real Islam اسلام واقعی


قاچاق انسان. برده‌داری Human Trafficking

قاچاق انسان شکل نوینی از برده‌داری در دنیای مدرن است که شامل استخدام انسان‌ها، انتقال و دریافت آنها برای وادار کردن
افراد به تن‌فروشی یا مجبور کردن به کارهایی سخت و طاقت‌فرسا در کارخانجات، رستوران‌ها، مزارع و دامداری‌ها و پروژه‌های ساختمانی است. قاچاق انسان پس از قاچاق اسلحه و مواد مخدر، سومین تجارت غیرقانونی در دنیا به شمار می‌رود. از انواع رایج آن قاچاق کودکان می‌باشد

برده داری در صدر اسلام
 زنان کشتزار شما هستند. پس هر زمان كه بخواهيد، مى‏توانيد با آنها آميزش كنيد. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده. ( قرآن . سوره بقره . آیه 223

و اگر مى‏ترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشم‏پوشى كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند. قرآن .سوره نساء . آیه(3)

و زنان شوهردار (بر شما حرام است;) مگر آنها را كه (از راه اسارت) مالك شده‏ايد; (زيرا اسارت آنها در حكم طلاق است;) اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد; در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه ( ازدواج موقت) مى‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين‏مهر، با يكديگر توافق كرده‏ايد. (بعدا مى‏توانيد با توافق، آن را كم يا زياد كنيد.) خداوند، دانا و حكيم است.قرآن .سوره نساء . آیه(24)

 مردان را بر زنان حق تسلط و نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا بعضی را بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود باید به زنان نفقه دهند. پس زنان شایسته در غیبت مردان حافظ حقوق شوهرانشان باشند و آنچه را که خدا به حفظ آن امر فرموده نگه دارند و زنانی که از مخالفت و نافرمانی آنان بیمناکید باید نخست آنها را موعظه کنید . اگر مطیع نشدند از خوابگاه آنها دوری گزینید و اگر باز مطیع نشدند آنها را به زدن تنبیه کنید چنانچه اطاعت کردند دیگر بر آنها ستم روا ندارید که همانا خدا بزرگوار و بلندمرتبه است( قرآن .سوره نساء . آیه 34

  1. فیلم قاچاق انسان قسمت اول
  2. فیلم قاچاق انسان قسمت دوم


استفتا از خامنه ای: دکتر گفت روزه نگیر تو بگیر

استفتا
س 748: بعضى از پزشکان که به مسائل شرعى ملتزم نيستند، بيماران را از روزه گرفتن به دليل ضرر داشتن منع مى‏کنند، آيا 
گفته اين پزشکان حجت است يا خير؟
ج: اگر پزشک امين نباشد و گفته او هم اطمينان آور نباشد و باعث خوف ضرر نشود، گفته او اعتبارى ندارد و در غير اين صورت نبايد روزه بگيرد.

Sunday, July 22, 2012

یک زن مسلمان و مومن باید بپذیرد


یک زن مسلمان و مومن باید بپذیرد که طبق آیه 3 سوره نساء شوهرش حق دارد 4 زن داشته باشد
و طبق آیه 34 سوره نساء شوهرش در صورت نافرمانی می تواند او را کتک بزند
و طبق آیه 11 سوره نساء به او ارث نیمه می رسد
باید بداند که طبق آیه 223 بقره ، کشتزار مرد لقب دارد و مرد می تواند هر طور که بخواهد با او نکاح کند
باید بداند که طبق آیه 34 نساء از مرد کمتر است و مرد به دلیل آنکه خرجش را می دهد ، مالک اوست
و طبق آیه 24 سوره نساء می شود در جنگ او را به عنوان یک کالا به غنیمت گرفت و با او نکاح کرد
----------------------------------------
و مهمتر اینکه باید بداند این آیات نوشته شده در 1400 سال پیش توسط پیامبر اسلام است. و ربطی هم به آخوندها و جمهوری اسلامی ندارد

سانسور در کتاب های درسی


کشته شدن علی.عثمان.عمر بدست ايرانيان. فرود فولادوند

کشته شدن سه خليفه تازی بدست ايرانيان: علی بدست بهمن جازويه، عثمان بدست بهزاد همدانی و عمر بدست فيروز نهاوندی کشته مي شوند




زنان مسلمان بخوانند و لذت ببرند


  و کسانیکه زنان خود را به زنا متهم میکنند، اگر نتوانند 4 شاهد پیدا کنند میتوانند خود چهار بار شهادت بدهند در راه خدا که او از راستگویان است. ( قرآن . سوره نور . آیه 6 )

 زنان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده. ( قرآن . سوره بقره . آیه 223 )

و از زنان شما آنان که مرتکب فحشا میشوند، از چهار تن از خودتان بر ضد آنها شهادت بخواهید. اگر شهادت دادند آنها را در خانه محبوس کنید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهی در پیش پایشان نهد. ( قرآن .سوره نساء . آیه 15 )

 مردان را بر زنان حق تسلط و نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا بعضی را بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود باید به زنان نفقه دهند. پس زنان شایسته در غیبت مردان حافظ حقوق شوهرانشان باشند و آنچه را که خدا به حفظ آن امر فرموده نگه دارند و زنانی که از مخالفت و نافرمانی آنان بیمناکید باید نخست آنها را موعظه کنید . اگر مطیع نشدند از خوابگاه آنها دوری گزینید و اگر باز مطیع نشدند آنها را به زدن تنبیه کنید چنانچه اطاعت کردند دیگر بر آنها ستم روا ندارید که همانا خدا بزرگوار و بلندمرتبه است.
( قرآن .سوره نساء . آیه 34 )

Saturday, July 21, 2012

حکم الله برای محمد

سورة الاحزاب

اى پيامبر! ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته‏اى براى تو حلال كرديم، و همچنين كنيزانى كه از طريق غنايمى كه خدا به تو بخشيده است مالك شده‏اى و دختران عموى تو، و دختران عمه‏ها، و دختران دايى تو، و دختران خاله‏ها كه با تو مهاجرت كردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هرگاه زن با ايمانى خود را به پيامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پيامبر بخواهد مى‏تواند او را به همسرى برگزيند; اما چنين ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه ديگر مؤمنان; ما مى‏دانيم براى آنان در مورد همسرانشان و كنيزانشان چه حكمى مقرر داشته‏ايم (و مصلحت آنان چه حكمى را ايجاب مى‏كند); اين بخاطر آن است كه مشكلى (در اداى رسالت) بر تو نباشد (و از اين راه حاميان فزونترى فراهم سازى); و خداوند آمرزنده و مهربان است! (50)
(موعد) هر يك از همسرانت را بخواهى مى‏توانى به تاخير اندازى، و هر كدام را بخواهى نزد خود جاى دهى; و هرگاه بعضى از آنان را كه بركنار ساخته‏اى بخواهى نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نيست; اين حكم الهى براى روشنى چشم آنان، و اينكه غمگين نباشند و به آنچه به آنان مى‏دهى همگى راضى شوند نزديكتر است; و خدا آنچه را در قلوب شماست مى‏داند، و خداوند دانا و بردبار است (از مصالح بندگان خود با خبر است، و در كيفر آنها عجله نمى‏كند)! (51)



Friday, July 20, 2012

مالنا.malena

Wednesday, July 18, 2012

فلسفه مذهب و علم


احکام برده داری در قرآن


 ايا هيچ يک از غلام (برده مرد) و کنيزان (برده زن) ملکي شما در انچه ما روزي شما گردانديم با شما شريک هستند تا شما و انها در انچيز بي هيچ مزيت مساوي باشيد و همچنان که شما آزادان از يکديگر می ترسيد از آنها هم بيمناک باشيد؟ (قران . سوره روم . آیه 28)

 و آنان كه نگهدارنده نيروى شهوت خويشاند مگر در مورد همسرانشان يا كنيزانى (برده زن) كه مالك آنها شدهاند كه در اين صورت بر آنان ملامتى نيست. ( قرآن . سوره المومنون آیه 5 و6 )

 خدا رزق و روزی بعضی از شما را بر بعضی دیگر فزونی داده است و آنکه رزق و روزی او بیشتر شده است، زیادی به زیردستان (برده) و غلامان (برده) ندهد تا با او مساوی شوند. (قران . سوره نحل . آیه71)

 بنده و برده ای که قادر به هیچ کاری نیست با مرد آزاد که خدا به او رزق نیکو عطا کرده هرگز برابر نیستند. (قران .سوره نحل . آیه 75)

 و کسانی که اندام خويش را از شهوت راني نگه می دارند؛ مگر بر زنان حلال و کنيزان (برده زن) ملکي خويش ، که از اعمال شهوت هيچ ملامتی بر آنها نيست. (فران . سوره معارج .ايه 29 و30)

چرا الله درقران حتی یک آیه در نفی برده داری ( خرید و فروش انسان ) بر حضرت محمد نفرستاد ؟ در حالیکه در قران برای تعیین نوبت هم خوابگی" حضرت محمد" با " زنانش" آیه می فرستاد .!

- چرا نوشیدن مشروبات الکلی (شرب خمر ) در اسلام و قران حرام است ولی برده داری در اسلام و قران حرام شناخته نشده ؟ ضرر کدامیک برای جامعه بیشتر است ؟! برده داری یا شرب خمر؟!

Tuesday, July 17, 2012

چاه جمکران


شکایات یک کارگر از اقتصاد متلاشی داخل کشور

    چو ضحاک شد بر جهان شهریار                   

چو ضحاک شد بر جهان شهریار      برو سالیان انجمن شد هزار 
سراسر زمانه بدو گشت باز           برآمد برین روزگار دراز 
نهان گشت کردار فرزانگان             پراگنده شد کام دیوانگان 
هنر خوار شد جادویی ارجمند             نهان راستی آشکارا گزند 
شده بر بدی دست دیوان دراز            به نیکی نرفتی سخن جز به راز
دو پاکیزه از خانه‌ی جمشید            برون آوریدند لرزان چو بید 
که جمشید را هر دو دختر بدند        سر بانوان را چو افسر بدند 
ز پوشیده‌رویان یکی شهرناز            دگر پاکدامن به نام ارنواز 
به ایوان ضحاک بردندشان                بران اژدهافشن سپردندشان 
بپروردشان از ره جادویی           بیاموختشان کژی و بدخویی 
ندانست جز کژی آموختن                  جز از کشتن و غارت و سوختن 



کورش بزرگ و ...

بر روی عکس کلیک کنید


"حماقت خوش باوران"

بر روی عکس کلیک کنید

Sunday, July 15, 2012

حضرت محمد در موقع شتر سواری مجامعت می فرمودند



آقایون فکر نمی کنید در بهشت از تنهایی بمیرید؟


یهودی ها که کاملا گمراهند !
مسیحی ها هم که برای خدا فرزند قایل می شوند !
بودای ها هم که بت پرستند !
از گناه سنی ها هم که نمی شود گذشت !
ما هم که بی خدا زندگی می کنیم که هیچ !
خیلی های دیگر هم که از صراط مستقیم خارج شده ایم !




Saturday, July 14, 2012

کاربردهای الله اکبر

بر روی عکس کلیک کنید

چگونه است که مسلمانان متوجه نشدند!



تبلت جدید کمپانی اپل iMorgh

بر روی عکس کلیک کنید


Tuesday, July 10, 2012

جماع شیطان به تعداد موهای سر

بر روی عکس کلیک کنید

تف به درگاه خدایی که شما می گویید


دین همانند شوشول است

خوب است که یکی داشته باشید
خوب است که برای داشتنش احساس غرور کنید
ولی آن را بسرعت در مکان عمومی در نیاورید وبه همگان نشان ندهید


Monday, July 9, 2012

برای رسیدن به آزادی

اسلام را حذف کنید و دوباره امتحان کنید

وا اسلاما


فلسفه اسلامی


Friday, July 6, 2012

حوری بهشتی

شیطان شما را فریب می دهد تا شما با زن های مختلف آمیزش کنید! این همان چیزی نیست که به شما در بهشت وعده داده شده است؟
سوره الرحمن
در آن باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران خود عشق نمى‏ورزند; و هيچ انس و جن پيش از اينها با آنان تماس نگرفته است. (56)




کاریکاتور فقط یک نگاه حلال است


گواهینامه تخصصی ازدواج


وقتی زن بسیجی می میره


احمد کسروی



به احمد کسروی گفته بود که: آقا جان شما دیگر دارید همه چیز را منکر می شوید
کسروی گفت: مثلاً چه چیزی را؟
گفت: مثلاً معجزات را
گفت: مثلاً معجزات چه کسی را؟
گفت: معجزات پیامبر اسلام را
گفت: مثلاً کدام معجزه را؟
گفت: همان که با سوسمار حرف زد
گفت: خوب با چه زبانی با سوسمار حرف زد؟
گفت: با زبان عربی
گفت: مرد حسابی این که می شود معجزه سوسمار، پیامبر که خودش عرب بود

---------------------------------------------
احمد کسروی تاریخ‌نگار، زبان‌شناس، پژوهش‌گر، حقوق‌دان و اندیشمند ایرانی بود که به عنوان استاد ملی گرای حقوق در دانشگاه تهران تدریس می کرد

وی با انتقاد از «اوضاع زندگی، خرافه‌گرایی و آداب اجتماعی» مردم ایران، خواستار «پالایش زبان فارسی» از هر گونه واژه عربی و سره‌نویسی در زبان فارسی بود




آن های که ما را از دوستی با جنس مخالف می ترسانند


خامنه ای در حال بازدید از داروخانه امام علی

امام علی: صیغه از هر دارویی برای درمان شهوت بهتر است


خدای سرزمینی در آفریقا



نمودار مقایسه سن محمد با 10 تن از همسرانش



دانلود کتاب قرآن و حدیث در تصویر

لا اکراه فی دین!؟ از واقعیت تا عمل

در قرآن آیه ای با این معنی که "هیچ اجباری در پذیرش دین نیست" وجود ندارد و از طرفی مسلمانی که از دین خود برگردد ، مرتد شناخته شده و جان و مال و ناموسشان حلال می گردد و می توان او را کشت ! و در قرآن آمده است

ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با  پرهیزکاران است  سورة التوبة آیه 123
و(ازدواج با) زنان شوهردار (نيز بر شما حرام شده است،) مگر آنان كه (به حكم خداوند، در جنگ با كفّار) مالك شده‏ايد. (اين احكام،) نوشته و قانون خدا بر شماست. سورة النساء آیه 24

اسپاگتی خوردن به سبک اسلامی


علی همای رحمت!


1- علی پس از پیروزی بر قبیله” بنی قریظه” تعداد 900 نفر از مردان قبیله را در مقابل گو دالهایی که از پیش کنده بودند سر بریدند. (تاریخ طبری. جلد 3 . صفحه 1088)
پیامبر بگفت تا در زمین گودالها بکندند و ” علی” و” زبیر” در حضور پیامبر گردن انها را زدند. (تاریخ طبری .جلد 3. صفحه 1093)

2- کشتار خاندان “ازد”:
علی و یارانش در یک روز تعداد 2500 نفر از خاندان “ازد” را سر بریدند.بنحوی که کسی زنده نماند تا دیگری را دلداری دهد. (مروج الذهب . جلد اول . صفحه 729)

3- کشتار خوارج :
در نهم صفر سال 38 هجری در محلی واقع در دشت نهروان جنگ خونینی بین لشگریان علی و خوارج روی داد که در این جنگ در حدود 1800 نفر از خوارج بقتل رسیدند.

4- نبرد “لیله الحریر”:
علی در نبردی بنام “لیله الحریر” در حدود 500 تا 900 نفر را از دم تیغ گذراند. (منتهی الا مال . جلد 1. صفحه 153)

5- کشتار” عبدالله خرمی و یارانش” :
عبدالله خرمی و 70 تن از یارانش از بیم جان به قلعه ای پناه برد.به دستور علی قلعه به آتش کشیده شد که در جریان آن تمامی این افراد در آتش سوختند بطوری که بوی گوشت بریان شده آنها آنچنان در هوا پخش شده بود که مردم را آزار می داد. (علی مرز نامتناهی . صفحه 199)

6- کشتار کسانی که بعد از فوت محمد از دین اسلام برگشتند:
آنانکه دست رنگ کرده بودند و شادی و شعف در اثر در گذشت محمد نشان داده بودند ” علی” و” خالد بن ولید” همه را بکشتند و اجسادشان را در آتش سوزاندند. (تاریخ طبری .جلد 4 . صفحات 1380.1464) (تاریخ طبری .جلد 6.صفحات 2420.2265)
نقش علی در ترور مخالفان :

1- ترور شاعری بنام” حویرث بن نقیذ”:
وی شتر دختران محمد “فاطمه” و “ام کلثوم” را رم داده بود به فرمان حضرت محمد و توسط علی در جریان یک
تو طئه به قتل رسید. (سیره ابن هشام .جلد 2. صفحه 273)

2- سر بریدن” مغیره” :
پیر مردی بنام “مغیره” که پس از فتح مکه از ترس محمد گریخته بود بوسیله علی دستگیر و سر بریده شد. (زنان پیغمبر . صفحه 316)

3- علی شاهرگ مردانی را برید و بمانند مرغان نیم بسمل آنان را در بیابان رها کرد تا با شکنجه بمیرند. (امام علی . عبدالفتاح . جلد 5. صفحه 27)
4- سر بریدن “نضر” و “عتبه” :
پس از شکست” ائیل” محمد به علی دستور داد که “نضر” پسر” حارث” را سر ببرد.همینطور در منطقه ای دیگر بنام “الظیه” از میان اسرا “عتبه” پسر” ابی معیظ ” بدستور محمد و بدست علی سر بریده شد. (منتهی الامال . جلد 1.صفحه 57)

5- سر بریدن “عتبه” :
مردی بنام “عتبه” که بخاطر عدم پخش مساوی غنایم بین لشکریان اسلام به صورت محمد تف کرده بود بوسیله علی سر بریده شد. (تاریخ طبری . جلد 5 .صفحه 1103)

در زمان امام علی، مردم استخر چندین بار قیام کردند. امام علی در یکی از آن موارد «عبدالله بن عباس» را در راس لشکری به آ«جا گسیل داشت و شورش تودهها را در سیل خون فرونشاند (فارسنامه ابن بلخی،ص 136). در مورد دیگر که مردم استخر شورش کردند، امام علی «زیادبن ابیه» که از خونخواری و آدمکشی به انوشیروان دوم لقب گرفته بود به آنجا گسیل داشت تا به سرکوبی این قیام بپردازند. در مورد جنایات و کشتار مردم استخر توسط زیادبن ابیه کتابها و روایات زیادی نوشته و نقل شده است(روجوع کنید به کتاب مروج الذهب،جلد دوم ص 29).
- در سال 39 هجری مردم فارس و کرمان نیز سر به شورش گذاشتند و حکام ستمگر امام علی را از شهر خود بیرون کردند. امام علی مجددا زیادابن ابیه را به آنجا گسیل داشت و لشکریان وی از هیچ جنایتی فروگذاری نکردند. (تاریخ طبری، جلد 6، ص 2657 و یا فارسنامه، ص 136)
- مردم خراسان نیز در زمان امام علی برای چندین بار قیام کردند و چون چیزی نداشتند به عنوان باج و خراج بپردازند، از دین اسلام برگشته و به مقاومت سخت و جانانه ای دست زدند. امام علی «جعدبن هبیره» را بسوی خراسان فرستاد. او مردم نیشابو را محاصره کرد تا مجبور به صلح شدند. (تاریخ طبری، جلد 6، ص 2586 و فتوح البلدان ص 292)
- در زمان امام علی مردم شهر ری نیز سر به طغیان برداشتند و از پرداخت خراج خودداری کردند. امام علی، «ابوموسی» را با لشکری زیاد به سرکوب شورش فرستاد و امور آنجا را بحال نخستین برگرداند. ابوموسی پیش از این طغیان نیز، یکبار دیگر بدستور امام علی به جنگ مردم شهر ری گسیل شده بود. (فوتوح البلدان ص 150)
- به روزگار خلافت علی بن ابی طالب، چون پایان سال 38 و آغاز سال 39 بود، حارث بن سره عبدی، به فرمان علی لشکر به خراسان کشید و پیروز شد، غنیمت بسیار و برده ی بی شمار بدست آوردند. تنها در یک روز، هزار برده میان یارانش تقسیم کرد. لکن سرانجام خود و یارانش، جز گروهی اندک، در سرزمین قیقان (سر حد خراسان) کشته شد. (فتوح البلدان، بلاذری)
- علی بن ابی طالب، عبدالرحمان بنی جز طائی را به سیسستان فرستاد. لکن حسکه حبطی وی را بکشت،پس علی فرمود: بیاید که چهار هزار تن از حبطیان را به قتل رسانیم. وی را گفتند: حبطیان پانصد تن هم نشوند. (فتوح البلدان، بلاذری)
- علی ولایت آذربایجان را نخست به سعید بن ساریه خزاعی و سپس به اشعث بن قیس داد. یکی از شیوخ آذربایجان نقل می کند که ولیدبن عقبه همراه همراه با اشعث از ولید طلب یاری می کرد و ولد برای یاری وی سپاهی از کوفه به در آنجا گسیل داشت. اشعث، حان به حان (حان= خانه به خانه) فتح کرد و پیش رفت. و پس از فتح آذربایجان گروهی از تازیان اهل عطا را بیاورد و در آنجای ساکن ساخت و آنان را فرمان داد که مردم را به اسلام خوانند. (فتوح البلدان، بلاذری)

صدایتان را بالا نبرید

قدرت استدلالتان را بهبود بخشید


علی در کشتار ایرانیان



: شهر ری-
در زمان حضرت علی مردم " ری " در ایران سر به طغیان بر علیه اعراب مسلمان گذاشته و از پرداخت خراج به والیان اعراب خودداری کردند بطوریکه در خراج آن دیار کسری پدید آمد.حضرت علی " ابو موسی " را با لشکری فراوان به سرکوب شورش مردم " ری " در ایران فرستاد. (فتوح البلدان.صفحه 150)

- فارس و کرمان :
مردم فارس و کرمان نیز در ایران بر علیه اعراب مسلمان قیام کردند و عمال حضرت علی را از شهر بیرون کردند.حضرت علی برای خاموش کردن شورش مردم فارس و کرمان در ایران " زیاد بن ابیه" را به سوی فارس و کرمان فرستاد. ( جهت آشنایی با جنایات این سردار معروف " زیاد بن ابیه" به کتاب مروج الذهب. جلد2. صفحه 29 مراجعه فرمایید)

- شهر استخر :
در زمان حضرت علی نیز مردم استخر درایران باردیگر به علیه اعراب مسلمان سر به شورش گذاشتند و این بار" عبدالله ابن عباس" به فرمان حضرت علی شورش توده های مردم استخر در ایران را به خون فرو نشاند. (فارسنامه.صفحه 136)


- حضرت علی در نبرد " لیله الحریر" :
حضرت علی در نبردی بنام " لیله الحریر" در حدود 500 تا 900 نفر را از دم تیغ گذراند. (منتهی الا مال . جلد 1. صفحه 153)

تعداد کسانی که در ان شب و روز حضرت علی به دست خود کشته بود 523 کس بود. (مروج الذهب . جلد 1 . صفحه 746)